تبليغاتX
حرف های نگفته
   
حرف های نگفته
خیلیا مترسک رو دوست ندارن واسه اینکه پرنده ها رو می ترسونه اما من دوستش دارم چون تنهایی رو درک میکنه
 
 
آرشيو مطالب

تیر 1388

فروردین 1388

اسفند 1387

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

مرداد 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

____________________
مطالب اخير

آخرين پست سال 1387

عاشورای امسال

نامه یک دختر به یکی از خواهران گشت نیروی انتظامی

دلگیرم....

منم شاغل شدم...

امسال شد 15 سال

کاش

من عاشقم!

____________________
پیوند ها

گرافيك و كامپيوتر

شهر آشوب

دفتر خاطرات زندگي كوچك من

يك آشنا

شکوفه های کویری

من ، تو و ديگر هيچ

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
قالب وبلاگ

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

 
 
 

سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386

امروز می خوام خیلی رک بنویسم پس اگه ناراحت می شی نخون!!!!!!!!

امروز اومدم بنویسم...امروز اومدم داد بزنم.....امروز اومدم فریاد بزنم.....خجالت می کشم ....شرم

دارم....از چی؟!!! از اینکه یه دخترم....از اینکه یه دخترم که هیچ امنیتی توی این اجتماع نداره....موضوع

چیه؟باشه می گم....موضوع همون غریزه ی کثیفیه که نمی دونم خدا چرا اصلا به وجود آوردش!!همون

چیزی که من همیشه ازش متنفر بودم و هستم....آخه این چیه آفریدی خدا؟!!!!!!!!!

چند روز پیش فیلمی که نباید می دیدم رو دیدم.....همون فیلم ۵تا مرد افغانی که به یه دختر تجاوز می

کنن و بعد هم از بین می برنش......خیلی وقت پیش بود که ماجراش رو شنیدم .....هیچ علاقه ای به 

دیدنش نداشتم.....تا اینکه چند وقت پیش تو موبایل یکی از دوستام  دیدم..وقتی فیلمو دیدم اینقدر

جوش آوردم که نگو!!!!!!!!!اول از همه حالم از هرچی مرد بود بهم خورد!!!!!!!بعد از دختر بودنم خجالت

کشیدم.....تا یه مدت اعصابم خیلی قاطی بود!!!!!!!!!!!سعی کردم خودم رو آروم کنم.....موفق

شدم....ولی حالا که دور و اطرافم رو بیشتر نگاه می کنم می بیبنم همه چیز شده همین!!!!!!!!!آقا جون

آخه چه لذتی داره این؟چه لذتی داره بی آبرو کردن یه دختر ؟چه لذتی داره التماس کردن یه دختر؟!!!!!!!!چ

ه لذتی داره این همه کثافت کاری؟!!!!چه جوری آروم باشم؟!!!!!!!!!چرا نترسم  وقتی می رم بیرون؟خدا

جون قربونت برم این دیگه چه غریزه ی پستی بود آفریدی؟!!!!!!!!!تو که می دونستی چقدر بعضی از آدما

پستن و چقدر حقیر و حیوون صفت که ........................!!!!!!!!!!!!!!!!!

آخه این چه وضعشه!!!!!!!!!!!!!!!اینو به کی باید بگم مننننننننننننننن؟!!!!!!!!!!!

ای خدااااااااااا چقدر عصبانیم الان.................

کی می تونه جواب منو بده آخه!!!!!!!!!!!!!!!!

یا حق

دختر تیر

 
 

دوشنبه یکم بهمن 1386

شاید دوباره تونستی برگردی!!!!!!!!!!

 

چند روزه خیلی دارم با خودم فکر می کنم.....در مورد چی؟

در مورد اینکه چقدر عوض شدم....چقدر فرق کردم....چی بودم و چی شدم.....درسته همه ی آدما

عوض میشن....ولی من یه جور دیگه شدم...شاید یکم سنگدل....نمی دونم ولی خیلی چیزایی که یه

زمانی واسم مهم بود دیگه مهم نیست....یه چیزایی که یه زمانی واسم ارزش بود دیگه ارزش

نیست.....خیلی عوض شدم خیلی....موجود عجیبی شدم.....حتی منی که روزای عاشورا تاسوعا

سیل اشک می ریختم امسال یه قطره هم اشک نریختم.... با توام دختر چرا اینقدر عوض شدی ...چه

مرگته؟!!!چی شده که اینجوری شدی؟ دلیلش چیه؟واسه اینکه باهات بازی شد؟واسه اینکه

تنهایی؟واسه اینکه شکستنت؟واسه چی؟نمی دونی؟...منم نمی دونم....حالا چرا داری گریه می

کنی؟.....تنهایی که گریه نداره...عوض شدن که گریه نداره....سنگ دل شدن که گریه نداره....یکم دور و

اطرافت رو ببین...نگاه کن......این همه آدم با دلای سنگی....این همه آدم که راحت می شکونن و می رن....کدومشون دارن گریه می کنن....؟...چته؟ پاشو دور و اطرافتو ببین.....ولی گریه

کن....گریه کن نه واسه اینکه تنهایی نه واسه اینکه اون مهلتی که تا عاشورا تاسوعا بود تموم

شده....واسه این اشک بریز که توهم داری مثل بقیه می شی...بی رحم بی رحم....اشک بریز....سیل

اشک بریز شاید دوباره تونستی برگردی............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 
 

Weblog Themes By Pars Theme