|
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 |
|
عجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
 |
|
شنبه یه مهمونی داشتیم و به فامیل افطاری می دادیم توی هتل......مهمونی تموم شد و همه مهمونا رفتن و ما هم وسایل و غذا و میوه های اضافی رو جمع کردیم و حساب کتاب کردیم و از در هتل در اومدیم که بریم خونه ...دم در هتل یه صحنه ای دیدم که بد منو پاشوند!یه مردی که داشت از توی سطل آشغال دم در ظرف های ماستی که ما خورده بودیم و ته موندش بود ور می داشت و لیس می زد...یه مرد چقدر باید بدبخت باشه که از توی سطل آشغال غذا بخوره!ما رغبت نمی کنیم غذاهای دست خورده ی همدیگرو بخوریم ولی اون............ما سر میز بهترین غذاهارو می خوریم و ناشکریم ولی اون از توی سطل آشغال غذا می خورد و کلی خدارو شکر می کرد!داداشم غذاشو داد به اون مرده!!!!ما هم از میوه و خرما و زولبیا و بامیه و پنیر و هرچی که بود واسش گذاشتیم و با یکم پول دادیم بهش!اگه بدونین چه جوری شکر می کرد و حلالیت می خواست!من فقط اشک توی چشمام جمع شده بود!خدایا این کی بود....وقتی داستان زندگیشو تعریف می کرد من بی اختیار اشک می ریختم.....بچه ای که بعد از تصادف فلج شده بود و پدری که پول نداشت و نمی تونست دزدی کنه واسه همین می رفت از توی سطل آشغال ها ظرفای یکبار مصرف رو جمع می کرد و می فروخت!گفت زبان بلدم رفتم کمیته امداد امتحان دادم قبول شدم واسه تدریس بهم گفتن سال ۸۹ بیا با هر دوماه حقوق ۳۰ هزار تومان ....خدایا خودت کمکشون کن...همه ی حواسم به اونه! |
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
 |
|

۵وارونه چه معنا دارد؟ خواهر کوچکم این را پرسید من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت: روی
دیوار و درختان دیدم باز هم خندیدم گفت دیروز خودم دیدم مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد
آنقدر خنده بَرَم داشت که طفلک ترسید ، بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم بعدها وقتی غم سقف
کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی۵ وارونه چه معنا دارد . |
|
|
|
|
|
| |